بوده در سيزده بخش باشد، ولي تنها چهار بخش آن در دست است و احتمال دارد بقيه را ننوشته باشد. آثار او از توفيق زيادي برخوردار شد و در شمار نخستين كتابهاي چاپي در شبهجزيرهٴ اسپانيا هستند. اين كتابها نهتنها به كاتالونيايي، بلكه به اسپانيايي و فرانسه هم در همان سدهٴ پانزدهم چاپ شدند.
3. فرانسه
دِشان
شاعر فرانسوي (اهل شامپاني، حدود 1346 ـ 1406).
اوستاش دِشان نيز معروف به مورِل (سيه چرده) ــ شايد بهخاطر رنگ تيرهٴ چهرهاش ــ او احتمالاً در سال 1346 در وِرتو (شامپاني، استان مارن) زادهشد. با اينكه دشان پركارترين نويسندهٴ فرانسوي در سدهٴ چهاردهم بود، در اينجا مجال گفتوگو از او نيست، مگر بهخاطر اشعار فراوانش دربارهٴ طب. او در اورلئان به تحصيل حقوق پرداخت، سپس افسر سلطنتي، فرستادهٴ شارل پنجم (شاه 1364 ـ 1380)، ناظر، جنگلدار، فرمانده قلعهٴ فيم (نزديك رَنس) در زمان شارل ششم (شاه 1380 ـ 1422) شد. در سال 1406 يا 1407 و به احتمال زياد در 1406 درگذشت.
او تحت تأثير ژان دو مون (سيزدهم ـ 2) و گيوم دو ماشو (چهاردهم ـ 1) قرارگرفت. هميشه و دربارهٴ همه چيز شعر گفت، ولي به مفهوم واقعي اصلاً شاعر نبود. عاشق خوردني و نوشيدني و محافل بزم بود و شخصي خوشگذران، كه آسايش و ثروت را دوست داشت، كشورش را دوست داشت، بهويژه مردم عامي را كه بار همه بر دوششان است. دشمن زنان و شيوهٴ زندگيشان، درباريان و مالداران بود و غالباً از چيزي شكوه داشت. در داخل اين محدوده ــ كه لذتطلبي بورژوايي و ابتذال اهل كيف با كجخلقي و زودرنجي درآميخته بود ــ اشعارش آيينهٴ روشني است از زمانهٴ او.
برشمردن آثارش به درازا ميكشد. در آنها ميتوان اطلاعاتي دربارهٴ تقريباً همهٴ جنبههاي زندگي در مدارس فرانسهٴ آن زمان يافت، از جمله دربارهٴ كار طبابت. او بيش از ژان دو مون دربارهٴ پزشكان گذشت داشت. از نظر او طبابت بيشتر عبارت بود از خونگرفتن، بادكش گذاشتن و تنقيه. از دادن توصيهها و دستورهاي بهداشتي به مردم براي پيشگيري از طاعون لذت ميبرد. از سال 1376 به بعد از ورم مفاصل رنج ميبرد و از آن پس بارها از نقرس خود و معالجاتي كه كرده سخن گفتهاست. ميان نقرس گرم و نقرس سرد (روماتيسم؟) فرق قايل شد. به بيماريهاي همهگير 1379، 1387، 1388، 1399 اشارههايي دارد، كه تاحدي خود گرفتار دو مورد وسطي شدهبود. از بسياري بيماريهاي ديگر هم سخن گفته كه تقريباً از هركدام بارها نام ميبرد و